ادبیات
به وبلاگ خودتون خوش آمدین  
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید

دکتر فرشیدورد*



فعلها و گروههای فعلی دو مفعولی که مفعولشان ممکنیت جمله واره باشد بر دو قسمند:یکی آنهائی که فقط یک فعلشان جمله واره است و نمونه‏ های آن را دیدیم‏ دیگر آنهائی که هردو مفعول می‏توانند به جمله واره تأویل شوند مانند من هوشنگ را به‏ فرهاد ترجیح میدهم،یا من گردش را به خواب ترجیح میدهم که میتوان گفت من ترجیح‏ می‏دهم که گردش کنم تا بخوابم یا من ترجیح میدهم که گردش کنم و نخوابم،چنانکه دیده‏ می‏شود جمله واره نخست جانشین مفعول رائیست و با که می‏آید و جمله وارهء دوم جانشین‏ مفعول غیررائیست و با تا یا واو می‏ آید.فعل جملهوارهء اخیر اگر با واو بیاید از لحاظ نفی و اثبات نقطه مقابل جمله واره‏ایست که با تا بیاید.چنانکه می‏بینیم پیروی که‏ با«تا»می‏آید فعلش مثبت و آنکه با واو می‏آید فعلش منفی است.

یادآوری-اسمهائی می‏توانند تبدیل به جمله واره‏ی مضاف ‏الیهی و مسندالیهی‏ و مفعولی و متممی و بدلی(البته بدل از واژه‏های اشاری)شوند که مصدر یا اسم مصدر یا اسم معنی باشند و فعلها و گروههای فعلئی میتوانند از این جملهواره‏ها داشته باشند که‏

433

بتوانند مسندالیه یا مفعول یا متممهائی بگیرند که مصدر یا اسم مصدر باشد و فعلها و گروههای فعلئی که تاکنون دیدیم که جملهواره مفعولی و مسندالیهی و متممی میگرفتند از این قسم بودند.برعکس اگر مسندالیه یا مفعول یا متمم گروه فعلی یا فعلی فقط اسم‏ ذات باشد نمی‏توانند جملهواره مسندالیهی یا مفعولی یا متممی بگیرند مانند آمدن‏ و رفتن.

یادآوری 2-بعضی از جملهواره‏ها با آنکه مفعولی نیستند شبیه جملهواره‏های‏ مفعولی می‏شوند و وجودشان در جمله لازمست از آن جمله‏اند جملهواره‏های سببی و مقصود ئی که با«که»می‏آیند و متعلق به جمله‏های پایه امری یا دعائی یا اصواتند مانند زود باش برو که او آمد که«او آمد»جمله سببی برای فعل امر«زود باش برو»است و وجودش‏ در کلام لازمست،در حالی که وجود این نوع جملهواره برای جمله واره‏های پایه غیر امری واجب نیست مثلا نمیتوان گفت«تو خواهی رفت که او خواهد آمد».

مثالی دیگر برای جملهواره‏های سببی و مقصودئی که با«که»می‏آیند و متعلق‏ جمله واره امری نیستند:

عجله کن که زود برسی.

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآید گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سرآید

آفرین خوب کردی.بارک اللّه خوب کردی.

بدم گفتی و خرسندم عفاک‏اللّه نکو گفتی‏ سگم خواندی و خوشنودم جز اک اللّه کرم کردیـ

(منسوب به سعدی)

تفاوت که موصول با که بیانی-تفاوت دو پیوند یکی در اینست که«که»موصول‏ غالبا با«ی»موصول(ی معرفه)همراهست و یا با واژه‏هایی مانند هروقت،هرجا،هرگاه‏ آنجا،آن،این،همان،همین،چنان و غیره که سیاهه آنها را دیدیم.

در حالی که«که»بیانی چنین نیست و بعد از فعل یا گروههای فعلی قرار میگیرد که‏ سیاهه آنها را نیز مشاهده کردیم.

تفاوت دیگر آنکه جملهواره‏ای که بعد از«که»موصولست جمله واره‏ایست توضیحی‏ و متعلق است به اسم یا گروه اسمی در حالی جملهواره‏ای ه بعد از که بیانی و غیر موصولی‏ بیاید به فعل یا گروه فعلی تعلق دارد.

دیگر آنکه جملهواره توضیحی یعنی جملهواره‏ای که بعد از که موصول واقع میشود غالبا بعد از اسم یا گروه اسمی و در داخل جملهواره پایه قرار می‏گیرد مانند:«مردی که به مدرسه رفت و می‏دوید»که جمله وارهء«به مدرسه رفت»بعد از مردی(اسم)و در داخل‏ جمله واره پایه(مردی می‏دوید)واقع شده است.اگر جمله وارهء توضیحی(جمله وارهء)                       433

صله)بعد از جملهواره پایه قرار گیرد میتوان آن را به داخل جملهوارهء پایه برد مانند «مردی می‏دوید که به مدرسه رفت»که میتوان این جملهواره را دوباره به صورت نخست‏ درآورد1.

در حالی که جملهواره بیانی(جمله واره مسندالیهی و مفعولی)یا در آخر جمله واره‏ پایه قرار میگیرد یا در اطراف آن مانند ممکنست که هوشنگ به اینجا بیاید که جملهواره‏ پیرو«هوشنگ به اینجا بیاید»بعد از جملهواره«ممکنست»قرار گرفته است یا«هوشنگ‏ ممکنست که به اینجا بیاید»که«ممکنست»(جملهوارهء پایه)در وسط جمله واره پیرو است‏ و از این قبیلست:«من باید به خانه بروم»این نوع ساختمان بیشتر در جمله‏ های مرکب‏ مسندالیهی دیده می‏شود.در این موارد یا که حذف می‏شود و یا دیگر در اول جمله واره‏ پایه نیست بلکه بعد از جمله واره پیرو است.

حذف که-که موصول جز در مواردی که گفتیم حذف نمی‏شود ولی«که»بیانی‏ غالبا می‏تواند حذف شود و حذف آن در بعضی از فعلها و گروههای فعلی مانند«باید»و «بهتر است»و«گفتم»،سخن را روانتر می‏کند اینک توضیح بیشتر در این‏باره:

«که»موصول در موارد عادی یعنی با اسمهای ظاهر حذف نمی‏شود مگر در موارد استثنائی که به آنها اشاره کردیم در مواردی مانند وقتی،هرکس،هرآنکس،هرچه،آنچه، هرگاه،هروقت،از بس...مثال:از بس کار کرد خسته شد.

حذف که در مورد هرچه و آنچه بیشتر است و ابقای آن بندرت دیده می‏شود معهذا هرچه که و آنچه که نیز غلط نیست و هرچه و آنچه بدون«که»بهتر است مثلا«هرچه دیدی» بهتر است از«هرچه که دیدی»با اینحال شاعران بزرگ نیز چه را با که آورده‏اند:

من هماندم که وضو ساختم از چشمهء غیب‏ چهار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست

(حافظ)

در گروه هرکه اسمی که هسته است(کس یا آن)حذف شده است و هرکه به معنی‏ «هرکس که»و«هرآنکه»بوده است.

یادآوری 1-جمله واره پیرو مفعولی گاهی ممکن است معنی قیدی داشته باشد و با جمله‏ های قیدی اشتباه شود ولی فرق پیروهای مفعولی با قیدی یکی در اینست که وجود پیروهای مفعولی اگرچه معنی قیدی هم داشته باشند لازمست و دیگر اینکه پیروهای‏ مفعولی با که یا پیوندهای بیانی دیگر(مانند ما و کجا در قدیم)می‏آید.مثلا وقتی میگوئیم‏ «او سوگند خورد که به خانه برگردد»وجود جمله واره«به خانه برگردد»که تا حدی معنی‏ علت می‏دهد در کلام لازم است اما اگر بگوئیم«احمد به بازار رفت که برنج بخرد»وجود

435

جمله واره«برنج بخرد»که غایت وقوع فعل را بیان می‏کند لازم نیست و می‏تواند حذف شود.

یادآوری 2-پیرو مفعولی گاهی ممکنست در واقع جملهواره توضیحی برای اسم‏ یا صفتی باشد که دارای متمم لازمست و همراه فعل آمده است اما چون همیشه بعد از توضیحی،چون مهمترین ویژگی جملهواره توضیحی آنست که بتواند بعد از کلمه یا گروه‏ مورد توضیح قرار گیرد در حالی که چنین جمله واره‏هائی نمیتوانند چنان باشند.اینگونه‏ جمله واره‏ها را میتوان جملهواره مفعولی شبه توضیحی نامید.

مثال:«او آرزو داشت که به کشورش برگردد»که جمله وارهء«به کشورش برگردد» اگرچه از لحاظ ساختمانی در حکم مفعولست اما در واقع مضاف‏الیه«آرزو»است زیرا میتوان گفت«او آرزوی بازگشتن به کشورش را داشت».

این واژه‏ها یا گروهها به چند صورت در جمله میآیند و گروه فعلی تشکیل می‏دهند و جمله واره‏ای می‏گیرند که در حکم متمم یا مفعول آنهاست:

1-بصورت مکمل و مسند برای افعال یا گروههای فعلی ربطی لازم(افعال ناقص‏ لازم)یعنی فعلهائی از قبیل بودن،شدن،بنظر آمدن،احساس شدن،بنظر رسیدن،قلمداد شدن،تلقی شدن،واقع شدن،به حساب آمدن،محسوب شدن،تصور شد،جلوه‏گر شد، تصور کرده شد،مثال:«او علاقه‏مند بود که به مدرسه برود»یعنی او علاقه‏ مند به رفتن‏ به مدرسه بود،او منتظر بود که شما به آنجا بروید یعنی او منتظر رفتن شما به آنجا بود. 2-به شکل مکمل و مسند برای افعال ربطی متعدی(افعال ناقص متعدی)یعنی‏ فعلهایی از قبیل کردن،پنداشتن،داشتن،احساس کردن...مثال:

او را علاقه‏ مند کرد که به دوستش کمک کند یعنی او را علاقه‏ مند به کمک کردن بدوستش‏ کرد.او را منتظر نگهداشت که شما او را ببینید.

3-به صورت قید برای افعال تام مانند:«او منتظر نشسته است که تو به خانهء آنها بروی»یعنی«او منتظر رفتن تو نشسته است»،«او علاقه‏ مند باقی‏مانده است که شما با او همکاری کنید.»یعنی«او علاقه‏ مند به همکاری با شما باقی‏مانده است».

بعضی از این جملهواره‏های شبه مفعولی فقط به متمم و مضاف‏الیه تأویل میشوند مانند مثالی که زدیم ولی برخی از آنها هم میتوانند به متمم و مضاف‏الیه جزء غیر فعلی‏ تأویل شوند و هم به مفعول گروه فعلی.مثال برای وقتی که جمله واره به متمم جزء غیر فعلی تأویل می‏شود:«او گناهکار را محکوم کرد که در تبعید زندگی کند»که میتوان‏ گفت:«او گناهکار را محکوم به تبعید کرد»(متمم صفت محکوم)یا«او گناهکار را محکوم

436

کرد به تبعید(مفعول)البته صورت دوم را می‏توان متمم گسسته نیز فرض کرد یعنی آن‏ را همان صورت اول دانست با این تفاوت که بین«محکوم»و متمم آن(تبعید)فعلی فاصله‏ شده است.

صفاتی که اگر با فعل بیایند می‏توانند جمله واره مفعولی شبه توضیحی داشته باشند عبارتند از آرزومند،راضی،باخبر،حاکی،آگاه،واقف،بی‏خبر،بی‏نصیب، شرمنده،غافل،گله ‏مند،متنفر،مأیوس،نومید،منزجر،بیزار،مطمئن،علاقه‏مند،محکوم، مجبور،معتقد،مؤمن،محتاج،مستعد،موافق،موقوف،موکول،منوط،مقید. مثال:او مجبور است که به وطن برگردد.

یادآوری‏3-بعضی از قیدها و متمم‏ها و مفعولها را میتوان به جمله واره تأویل‏ کرد مثالهای مربوط به تأویل مفعول به جملهواره را دیدیم اینک درباره تأویل قید به‏ جملهواره سخن می‏گوئیم

قیدها را میتوان به دو دسته تقسیم کرد یکی آنهائی که به جملهواره پایه تأویل‏ میشوند و دیگر آنهائی به جملهواره پیرو تأویل میکردن.آنهائی به جملهواره پیرو تأویل می‏شوند در کتاب دستور امروز نوشتهء نگارنده بتفصیل آمده‏اند و آنهائی که به جملهواره پایه تأویل می‏گردند عبارتند از:

1-بسیاری از قیدهای شک و تأکید مانند شاید،حتما،ناچار،البته،بیشک، بیگمان که میتوان آنها را تأویل کرد به احتمال دارد که ناچارم که قطعی است که شک نیست‏ که،لازمست که

2-بعضی از قیدهای کیفیت حالت مانند،واقعا،حقیقتا،ظاهرا،و غیره که میتوان‏ تأویلشان کرد به حقیقت اینست که ظاهر امر اینست که واقع امر اینست که

3-بعضی از قیدهای حد و اندازه و مقدار و زمان مانند تقریبا،تخمینا،قریبا،بزودی‏ که میتوان به جای آنها آورد،تقریب اینست که،زود باشد که(در قدیم)

4-قیدهای ترتیب مانند اولا،ثانیا،نخست که تأویل میشود به اولین موضوع‏ اینست که دومین موضوع اینست که...

(1)-وقتس جملهوارهء توضیحی بعد از فعل یا گروه فعلی قرار گیرد به جملهواره بیانی‏ «مفعولی و مسندالیهی»شبیه می‏شود.

437

(*)آقای دکتر خسرو فرشیدورد استاد دانشکدهء ادبیات دانشگاه تهران از صاحبنظران و شاعران نامدار معاصر

[ 91/02/14 ] [ 11:30 PM ] [ صغری اسلامی اصل(افسانه) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

"گل می کند
خلوت خیالم
وقتی می خوانی
ترانه لحظه های مرا"
افسانه
لینک های مفید


|
امکانات وب
  • دانلود بازی
  • صحاب