ادبیات
به وبلاگ خودتون خوش آمدین  
قالب وبلاگ
لینک های مفید
 
فرق "کنایه" با مجاز و استعاره
  در هر سه مورد، معنای ظاهری مقصود نیست؛ اما در مجاز و استعاره به دلیل وجود قرینه در کلام بکار گرفتن معنای ظاهری عبارت یا کلمه جایز نیست، ولی در کنایه، گرچه خواست شاعر معنای باطنی عبارت است؛ اما معنای ظاهری هم قابل پذیرش است. مثلاً در بیت:
خصمان در طعنه باز کردند
              در هر دو زبان دراز کردند (نظامی)    
           
هر دو معنای ظاهری و کنایه قابل قبول است:
  1.کسی برای تحقیر دیگری، واقعاً زبان­اش را دراز کند(درآورد).
  2.سرزنش کردن و ناسزا گفتن به کسی. بنابراین در این بیت کنایه بکار رفته است. اما در بیت:
مباد روزی بی ملک تو جهان، که جهان
         به روز روشن از آن پس ستاره بشمارد (انوری)                                                                                         
  کنایه بکار نرفته، زیرا معنای ظاهری "ستاره شمردن" کاربرد ندارد و شاعر به قرینه "روز روشن" می­خواهد بگوید روز روشن بی تو چون شب می­شود و شب شدن در حکم رواج فساد و اختلال در احوال است.
 


" ابن اثیر " کنایه از شاخه ای از استعاره می داند و در نظر او نسبت میان کنایه و استعاره نسبت خاص به عام است ، یعنی هر کنایه ای استعاره است ولی هر استعاره ای کنایه نیست . تفاوت دیگری هم دارند بدینگونه که در استعاره لفظ صراحت دارد ولی در کنایه تصریح نیست و کنایه از ظاهر لفظ عدول کردن است .

 

 

انواع کنایه به لحاظ بکارگیری مکنّی­عنه
  1.کنایه از موصوف(اسم): آوردن وصف یک اسم و اراده خود آن.
 
تبارک الله از آن آب سیر آتش فعل
           که با رکاب تو خاک است با عنایت هوا (انوری) 
 
  منظور از "آب سیر آتش فعل" شراب است؛ که به جای خود آن آورده شده­ است.
 
  2.کنایه از صفت: وقتی معنای ظاهری، صفتی است؛ که ما باید از آن متوجه صفت دیگر، یعنی معنای باطنی شویم. که خود به دو نوع قریب و بعید تقسیم می­شود:
دهر سیه کاسه­ای است ما همه مهمان او
      بی­نمکی تعبیه است در نمک خوان او (خاقانی)                                                                            
 
  سیه کاسه، کنایه از پلیدی و بخیلی روزگار و بی­نمکی، بدون جاذبه بودن زندگی را می­رساند.
 
  3.کنایه از فعل: فعلی را به چیزی یا کسی نسبت دهیم، اما معنای دیگری را از آن دریافت کنیم:
به تاراج داد آن همه بوم و رست   
           به یکبارگی، دست بد را بشست (فردوسی)
 
"دست شستن از کاری" کنایه از آغاز کردن به آن کار است.
 
انواع کنایه از نظر وضوح و خفا
  دانشمندان علم بیان به اعتبار اینکه واسطه­های میان معنای اولیه و معنای مورد نظر آشکار باشد یا مخفی، کنایه را به چهار نوع تقسیم کرده­اند.
1. تلویح: واسطه میان معنی اول و دوم متعدد و فهم کنایه دشوار باشد. چماننده چرمه هنگام گرد
            چراننده کرکس اندر نبرد (فردوسی)
 
  "چراندن کرکس" کنایه از بسیار کشتن دشمنان و به نوا رساندن لاشخورها­ست و کنایه از شجاعت بسیار است.
 
  2. رمز: واسطه معنای اول و معنای مورد نظر اندک، اما کنایه مخفی و دیریاب است.
عاشق بکشی به تیر غمزه
چندان که به دست چپ شماری
 
  شمردن به دست چپ کنایه از کثرت عدد است؛ چون در قدیم، با انگشتان دست راست یکان و دهگان را می­شمردند و صدگان و هزارگان را با دست چپ حساب می­کردند.
  3. ایماء: واسطه میان معنای نخستین و معنای مورد نظر اندک و معنای کنایی هم آشکار است.
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
       رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم(حافظ )
 
"رخت بر بستن" کنایه آشکار و نزدیکی است از سفر کردن.
 
  4. تعریض: کنایه­ای است در نکوهش، ریشخند و یا اندرز، و همان گوشه­زدن به کنایه است. و به قول عامه به در گویند تا دیوار شنود. چنانکه برای کسی که به خود­پسندی لاف می­زند این ابیات را بخوانند.
نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند

 


ادبیات و به ویژه شعر ، شیوۀ غیرمستقیم بیان و اندیشه و گریز از منطق عادی گفتار است. از این روی در گزارش لحظه ها و اندیشه ها ، شاعران از صورتهای گوناگون خیال و شیوۀ بیان معانی به شکل غیرمستقیم استفاده می کنند. کنایه نیز یکی از صورخیال است و از دیرباز مورد توجه اهل ادب و منتقدان ادبی بوده است . اینک به ذکر تعاریف ارائه شده برای کنایه و آوردن مثالهایی برای آن از منابع مختلف می پردازیم. اساس این تحقیق بر کتاب گرانسنگ " معالم البلاغه " تألیف مرحوم محمد خلیل رجایی پی ریزی شده است. ایشان در کتاب خود و تعریف از کنایه به دست می دهد . یکی از قول " خطیب دمشقی " صاحب کتاب " تلخیص المفتاح" که کنایه را " ذکر ملزوم و ارادۀ لازم یا ذکر لازم ملزوم " تعریف کرده است و دیگری بنا بر مذهب سکاکی : " لفظی که اراده شود از آن لازم معنی اصلیش با جواز ارادۀ معنی اصلی در حین ارادۀ لازم " که البته قول اول اشهر و معروف تر است. می دانیم که کنایه در لغت به معنی ترک تصریح است ، لذا یکی از شیوه های بیان غیرمستقیم محسوب می شود. مثلاً به جای آنکه صراحتاً بگوییم " فلانی قامت بلندی دارد " می گوئیم " فلانی طویل النّجاد است " یعنی بند شیمشیرش بلند است. در واقع از لفظ " طویل النجاد" ، بلندی قامت که لازم معنی اصلی یعنی بلندی بند شمشیر است اراده شده است.

همچنینی است در " کثیر الرماد" که در معنی اصلی یعنی کسی که خاکستر خانه اش زیاد است ولی از آن معنی کثرت ضیافت را که لازم کثرت رماد است اراده می کنند ، یعنی جواز ارادۀ ملزوم که معنی اصلی باشد با ارادۀ لازم.

" مرحوم جلال الدین همایی " در کتاب " فنون بلاغت و صناعات ادبی " کنایه را چنین تعریف کرده است: " کنایه در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح ، سخنی است که دارای دو معنی قریب و بعید باشد و این دو معنی لازم و ملزوم یکدیگر باشند . پس گوینده آن جمله را چنان ترکیب کند و به کار برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل شود."

" دکتر جلیل تجلیل " هم در کتاب " معانی و بیان " خود " ذیل " کنایه " می نویسد:

" کنایه مصدر (کنی یکنی ) یا ( کنا یکنو ) یعنی هم به صورت ناقص یائی و هم ناقص واوی بمعنی پوشیده سخن گفتن است . اما در زبان هنر بیان ، عبارت است از ایراد لفظ و ارادۀ معنی غیرحقیقی آن ، به گونه ای که بتوان معنی حقیقی آن را هم اراده کرد"

در کتاب " ادبیات فارسی " تألیف حین دهنوی چنین آمده است:

" کنایه در لغت عبارت از تعریض و تر کتصریح و در اصطلاح علم بیان به کار بردن لفظ و اراده لازم معنی آن لفظ است . به عبارت دیگر کنایه عبارت است از اینکه لفظی را به کار برند ولی به جای معنی اصلی یکی از لوازم آن معنا را اراده کنند".

دکتر بهروز ثروتیان در کتاب خود با عنوان " بیان در شعر فارسی " می نگارد:

" هرگاه کلمه و کلام ، علاوه بر معنی حقیقی و ظاهری خود معنی مقصود دیگری را نیز به همراه داشته باشد این معنی مقصود را معنی کنایی کلمه و کلام می نامند".

آنچه تاکنون نگاشته شد تعریف کنایه به نقل اط معاصرین و متأخرین بود. ناگفته پیداست که این تعریف ها با اندک تغییری در ارائه ، همان تعاریف متأخرین از کنایه است.

پس بهتر آن است که به منابع اصلی مراجعه کنیم و تعاریف مرجع را ذکر نمائیم.

در کتاب " الطراز " کنایه به این صورت تعریف شده است :

" کنایه دوری از تصریح به چیزی است با آوردن مساوی آن چیز از نظر ملازمت ، تا شنونده به ملزوم آن منتقل شود " ( علوی ، الطراز ، ج1 ، ص361)

ابن اثیر در " المثل السائر " می گوید:

" کنایه هر کلمه ای است که دلالت بر معنایی کند که هم بر حقیقت بتوان حمل کرد و هم بر مجاز ، با وصف جامعی که میان حقیقت و مجاز هست " ( بدوی طبانه ، البیان ، ص 177)

همو در " مفتاح العلوم " می گوید:

" کنایه ترک تصریح به ذکر چیزی است و آوردن ملازم آن تا از آنچه در کلام آمده به آنچه نیامده انتقال حاصل شود " ( همان کتاب ، همان صفحه ) .

از نظر " ابوعبیده" صاحب " مجاز القرآن " هر نوع عدم تصریحی از مقولۀ کنایه است.

در آثار قدما بیشتر عنوان کنایه را همراه با تعریض می بینیم از قبیل آنچه در کتاب " البدیع " و کتاب " البیان و التبیین " جاحظ و " الصناعتین " دیده می شود.

" تفقازائی " در " مطول " خود می گوید : " کنایه رساتر از تصریح است "

و " عبدالقاهر جرجانی " در " دلایل الاعجاز " می نویسد : " وقتی کنایه ای در سخن آورده شود بدین معنی نیست که بر ذات آن چه افزوده شود بلکه مقصود این است که در اثبات و پایدار کردن آن چیز افزوده گردد یعنی آن مفهوم را رساتر و مؤکدتر و شدیدتر بیان نمائیم ".

در هر حال کنایه از طبیعی ترین راههای بیان است که در گفتار عامۀ مردم و امثال و حکم رایج در زبان ایشان فراوان می توان یافت.

در شعر نیز بخصوص در انواع هجو ، کنایه قوی ترین راه القاء معانی است چنانکه در ادامۀ این تحقیق به ذکر مثالهایی در این باب خواهیم پرداخت.



1-فرق بین مجاز و کنایه :
در مجاز ارادۀ معنی حقیقی بهچئجه جایز نیست مثلاً در مثال : " رأیتُ اسداً فی الحمام " با ارادۀ رجل شجاع دیگر صحیح نیست که حیوان مفترس هم اراده شود زیرا لازمۀ مجاز مقارنت آن با قرینۀ مانع از ارادۀ معنی حقیقی (قرینۀ صارفه ) می باشد. اما در کنایه ارادۀ معنی حقیقی ، منعی ندارد . مثلاً در تعبیر " طویل النجاد " هیچ مانعی نیست که منظور گوینده ، " بلندی شمشیر " باشد ، هر چند مقصود " بلندی قامت " بوده است . باید توجه داشت که فرق مجاز و کنایه اندک است . با هر دو خواننده به سوی معنایی دیگر در کلام هدایت می شود و شاید به همین ملاحظه جمعی از منتقدان ، کنایه را هم نوعی مجاز دانسته اند که این سخن غریبی نیست از جمله دکتر " عبدالحسین زرین کوب " در کتاب " شعر بی دروغ ، شعر بی نقاب " می نویسد:

" کنایه هم در واقع مجاز است الا اینکه ایهام دارد " (صفحۀ 61)

علمای بلاغت بجز دستۀ کمی از جمله " ابن خطبی رازی " همگی عقیده دارند که کنایه از قلمرو مجاز به شمار می رود.

[ 90/10/18 ] [ 11:33 PM ] [ صغری اسلامی اصل ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

"مرزهای جهان هر کس به میزان مرزهای زبان اوست"

— ویتگنشتاین
لینک های مفید


|

آمارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت

[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ]
  • دانلود بازی
  • صحاب